به گزارش خبرافلاک، لرستان با برخورداری از اقلیم متنوع، خاک حاصلخیز و منابع آبی قابلتوجه، از دیرباز بهعنوان یکی از قطبهای کشاورزی و باغداری کشور شناخته میشود. تولید انواع محصولات زراعی، باغی و دامی در این استان، ظرفیتی بیبدیل برای توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی فراهم کرده است.
بااینحال، آنچه در عمل مشاهده میشود، فاصله معناداری میان این ظرفیتهای بالقوه و نتایج اقتصادی ملموس است. بخش عمدهای از تولیدات کشاورزی استان بهصورت خام و بدون فراوری به بازار عرضه میشود و سهم ارزش افزودهای که از این مسیر نصیب تولیدکنندگان میشود، بسیار ناچیز است.
نبود صنایع تبدیلی و تکمیلی متناسب با حجم و تنوع تولیدات، وابستگی به روشهای سنتی کشت و برداشت و ضعف در تکمیل زنجیره ارزش، از جمله مهمترین عواملی هستند که مانع از تبدیل این ظرفیتها به فرصتهای واقعی اشتغال و درآمد پایدار شدهاند. نتیجه این وضعیت، خروج بخش قابلتوجهی از سود اقتصادی از چرخه تولید استان و محروم ماندن جوامع روستایی از منافع توسعه است.
در همین راستا، برای بررسی دقیقتر این مسئله، گفتگویی تفصیلی با «نوشین زمانیگنجی»، مدیر صنایع تبدیلی و غذایی سازمان جهاد کشاورزی لرستان انجام شده است. از وی میخواهیم ضمن تشریح وضعیت موجود، به موانع پیش روی توسعه صنایع تبدیلی و راهکارهای عملی برای تکمیل زنجیره ارزش محصولات کشاورزی استان بپردازد.

خبرافلاک: دررابطهبا نقش صنایع تبدیلی در توسعه کشاورزی و تأمین امنیت غذایی توضیح دهید.
زمانیگنجی: صنایع تبدیلی و غذایی بهعنوان بازوی تکمیلکننده زنجیره ارزش در بخش کشاورزی، نقشی محوری در ارتقای امنیت غذایی کشور ایفا میکنند، این صنایع با عبور از مرحله خامفروشی و فراوری محصولات کشاورزی، علاوه بر افزایش ارزش افزوده، گامی اساسی در مسیر توسعه پایدار کشاورزی برمیدارند.
کارکردهای کلیدی این حوزه، شامل کاهش ضایعات محصولات کشاورزی، تعدیل ریسک تولید، تأمین پایدار اقلام غذایی در خارج از فصل برداشت و افزایش بهرهوری است. با توسعه این زیرساختها، نرخ اشتغال و سطح درآمد تولیدکنندگان بهبود مییابد و باعث تقویت توان صادراتی و کاهش وابستگی به واردات و در مجموع توسعه بخش کشاورزی میشود.
تکمیلی در توسعه بخش کشاورزی و نقش کلیدی در زنجیره تأمین امنیت غذایی دارد، ایجاد امنیت غذایی متکی بر تولید ملی فقط با نگرش جدید از کشاورزی مدرن که توسط فائو تعریف شده و شامل تولید، فراوری، نگهداری و توزیع محصولات کشاورزی (از مزرعه تا سفره) امکانپذیر است.
ضریب امنیت غذایی در کشور زمانی افزایش خواهد یافت که مردم بتوانند در هر زمان و مکانی که بخواهند به سبد کالای مطلوب خود بهراحتی و باقیمت مناسب دسترسی داشته باشند، توسعه صنایع تبدیلی و غذایی علاوه بر تأمین خارج فصل تولیدات کشاورزی، میتواند باعث تعادل عرضه و تقاضا تولیدات کشاورزی در جامعه شود که این امر مستلزم تقویت و پشتیبانی از بخش صنایع تبدیلی و غذایی است.

خبرافلاک: چه میزان از محصولات کشاورزی استان فراوری میشود؟
زمانیگنجی: ۳۰ درصد از واحدهای تولیدی در شهرکهای صنعتی مستقر هستند و مابقی آنها در اراضی روستایی و منابع ملی قرار دارند، دلیل فراوری نشدن بخشی از محصولات در بیشتر موارد خامخواری محصولات کشاورزی است، چرا که حدود ۷۰ درصد محصولات کشاورزی بهصورت تازه و خام مصرف میشوند و تقریباً ۴۰ درصد برای فراوری باقی میمانند.
البته این درصد در زیربخشهای مختلف متفاوت است؛ بهطوری که در محصولات باغی تا ۸۵ درصد خامخواری صورت میگیرد، در محصولات زراعی، سبزی و صیفیجات ۷۰ درصد، در محصولات دامی (گوشت قرمز و سفید) ۱۰۰ درصد نیاز به فراوری دارند و در محصولات شیلاتی تقریباً ۳۰ درصد فراوری و ۷۰ درصد خام مصرف میشود.
خبرافلاک: فاصله ظرفیت تولید با تعداد واحدهای فراوری موجود چقدر است؟
زمانیگنجی: در حال حاضر از ۲۲۶ واحد صنایع کشاورزی فعال، تنها ۳۰ درصد ظرفیت آنها در یک شیفت کاری مورداستفاده قرار میگیرد. دلایل اصلی این موضوع نبود سرمایه در گردش و کمبود مواد اولیه در طول سال است، چرا که محصولات کشاورزی فصلی هستند و بهتبع آن، فراوری آنها نیز فصلی خواهد بود.

خبرافلاک: چرا بخشی از محصولات تولیدی استان بدون فراوری و ایجاد ارزش افزوده عرضه میشوند؟
زمانیگنجی: ۱) ریسک نقدینگی و نیاز فوری به پول: بسیاری از کشاورزان لرستان خردهمالک هستند و برای تأمین هزینههای زندگی و فصل بعدی کشت، نیاز فوری به نقدینگی دارند، فراوری یعنی خواباندن سرمایه؛ یعنی باید محصول را انبار کرد، برایش بستهبندی خرید، بازاریابی کرد و منتظر ماند تا فروخته شود و کشاورز نقدینگیِ این «زمان انتظار» را ندارد.
۲) فقدان زنجیره ارزش و بازاریابی و برندسازی:
مشکل فقط تبدیل محصول به یک کالای دیگر نیست بلکه مشکل فروش کالای فراوری شده است، کشاورز اگر محصولش را خشک یا بستهبندی کند، وارد دنیای پیچیده برندسازی، گرفتن مجوزهای بهداشتی و پیداکردن مشتری ثابت در بازار میشود، درحالیکه کشاورز متخصص تولید است نه متخصص بازاریابی بینالمللی یا مدیریت فروشگاههای زنجیرهای.
۳) صرفه اقتصادی دلالان و شبکه توزیع:
شبکه دلالی بسیار قوی و چابک عمل میکند، دلال با کامیون سر زمین میآید، پول نقد میدهد و محصول را میبرد؛ در واقع سادگی فروش خام، رقیب اصلی پیچیدگی فراوری است، وقتی سیستم دلالی اینقدر سریع و بیدردسر است، انگیزهای برای کشاورز نمیماند که وارد مسیر پرزحمت فراوری شود.
۴) مقیاس تولید و صرفه اقتصادی:
فراوری زمانی سودآور است که تولید در مقیاس بالا باشد، وقتی محصول کشاورزان خرد تجمیع نمیشود و هر کس جداگانه کار میکند، هزینه بستهبندی و فراوری برای هر کیلو محصول آنقدر بالا میرود که دیگر صرفه اقتصادی ندارد، در واقع مشکل، عدم تجمیع تولید است، نهفقط نبود کارخانه.
۵) ترجیح خریداران عمده:
خیلی از خریداران بزرگ مثل کارخانههای اصلی یا صادرکنندگان، ترجیح میدهند محصول را خام بخرند تا خودشان با استانداردها و برند خودشان آن را فراوری و بستهبندی کنند، بنابراین تقاضای بازار هم بیشتر به سمت خرید خام گرایش دارد.
در مجموع، دلیل اصلی این است که فروش خام، کمدردسرترین و سریعترین راه برای رسیدن به پول نقد در یک اقتصاد پرنوسان است، فراوری، کشاورز را از یک تولیدکننده به یک تاجر و بازاریاب تبدیل میکند که برای بسیاری از کشاورزان خرد، ریسک بسیار بزرگی محسوب میشود.

خبرافلاک: مهمترین موانع سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی و ایجاد صنایع جدید چیست؟
زمانیگنجی: مهمترین موانع سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی و ایجاد صنایع جدید را میتوان در چهار محور اصلی خلاصه کرد.
۱) نرخ پائین بازگشت سرمایه و شکاف تأمین مالی:
عدم دسترسی به تسهیلات بانکی بلندمدت و کمبهره برای صنایع تبدیلی، در کنار ریسک بالای سرمایهگذاری در بخشهای فراوری، باعث شده سرمایهگذاران محلی بهجای ورود به بخش صنعت، بر تولیدات خام تمرکز کنند.
۲) ضعف در زیرساختهای زنجیره تأمین و لجستیک سرد و کمبود شبکه مجهز به سردخانههای سیار و سیستمهای حملونقل استاندارد:
یکی از گلوگاههای اصلی است و باعث افزایش نرخ ضایعات کشاورزی پیش از رسیدن به مرحله فراوری و در نتیجه کاهش صرفه اقتصادی صنایع تبدیلی میشود.
۳) چالش دسترسی به بازارهای هدف و هزینههای ترانزیتی:
فاصله جغرافیایی استان با قطبهای اصلی مصرف و صادرات، هزینههای تمام شده محصول را افزایش میدهد و رقابتپذیری محصولات فراوری شده لرستان را در بازارهای ملی و بینالمللی با محدودیت مواجه کرده است.
۴) کمبود ظرفیتهای فنی و نیروی کار متخصص:
فقدان تعامل میان بخش دانشگاهی و واحدهای صنعتی، منجر به ایجاد شکاف مهارتی در مدیریت فرایندهای استاندارد، کنترل کیفیت و نگهداری تجهیزات پیشرفته شده که مانع از ارتقای سطح کیفی محصولات تولیدی استان میشود.

خبرافلاک: حمایتهای موردنیاز برای سرمایهگذاری در این حوزه باید چگونه باشد؟
زمانیگنجی: حمایتهای موردنیاز برای سرمایهگذاری در این حوزه را میتوان در چهار محور اصلی دستهبندی کرد.
۱) تسهیلات بانکی تخصصی و بلندمدت: حمایت نباید صرفاً یک وام ساده باشد بلکه باید وامهایی با دوره استراحت ارائه شود، به بیان تخصصیتر، بانکها باید تسهیلاتی با دوره استراحت طولانیتر (زمانی که کارخانه در حال ساخت است و هنوز درآمدی ندارد) و نرخ بهره بسیار پائین، مختص صنایع تبدیلی استان ارائه دهند تا ریسک نقدینگی سرمایهگذار کاهش یابد.
۲) ایجاد صندوقهای سرمایهگذار خطرپذیر:
بهجای تکیه بر بانکهای سنتی، باید از مدلهای جدید سرمایهگذاری استفاده کرد، تشکیل صندوقهای سرمایهگذاری دولتی – خصوصی که بخشی از ریسک راهاندازی واحدهای فراوری را به خود میپذیرند، میتواند مؤثر باشد، این صندوقها با ورود سرمایه به پروژههای نوآورانه در حوزه صنایع تبدیلی، اطمینان سرمایهگذار خصوصی را در برابر ریسکهای اولیه افزایش میدهند.
۳) مشوقهای مالیاتی و مناطق ویژه اقتصادی:
دولت باید با استفاده از ابزار مالیات، سرمایهگذار را به سمت صنعت سوق دهد، اعطای معافیتهای مالیاتی چندساله برای واحدهای صنعتی که در مناطق محروم یا در حوزههای کشاورزی استقرار مییابند، باعث میشود نرخ بازگشت سرمایه برای سرمایهگذار بهشدت افزایش یابد و جذابیت ورود به صنعت نسبت به کشاورزی خام بیشتر شود.
۴) مدلهای مشارکت عمومی – خصوصی:
دولت نباید فقط پول بدهد، بلکه باید با سرمایهگذار شریک شود، دولت میتواند زمینهای صنعتی، زیرساختهای برق و گاز و ساختمانهای آماده را در قالب مدلهای مشارکت عمومی – خصوصی در اختیار سرمایهگذار قرار دهد، در این حالت، بخشی از سرمایه اولیه که معمولاً سختترین بخش است، توسط دولت در قالب زیرساخت تأمین میشود.
در مجموع، برای عبور از چرخه تولید محصولات خام، استان لرستان نیازمند گذار از مدلهای سنتی تسهیلات بانکی به سمت حمایتهای ساختاری نظیر اعطای معافیتهای مالیاتی، ایجاد صندوقهای تضمین ریسک و بهرهگیری از مدلهای مشارکت عمومی – خصوصی است تا نرخ بازگشت سرمایه در صنایع تبدیلی برای بخش خصوصی جذاب شود.

خبرافلاک: توسعه فراوری محصولات چه اثری بر اشتغال روستایی خواهد گذاشت؟
زمانیگنجی: توسعه فراوری و صنایع تبدیلی، برخلاف کشاورزی سنتی که معمولاً فصلی و کمتعداد است، تأثیرات چشمگیری بر اشتغال دارد.
۱) ایجاد اشتغال پایدار و تمام سال:
برخلاف کشاورزی که فقط در فصل برداشت به کارگر نیاز دارد، صنایع فراوری مانند کارخانجات کنسروسازی، بستهبندی یا خشککردن در تمام طول سال فعالیت میکنند و اشتغال مستمر ایجاد مینمایند.
۲) تنوع در نوع مشاغل و ایجاد اشتغال تخصصی:
فراوری فقط به کارگر ساده نیاز ندارد بلکه طیف وسیعی از مشاغل را فعال میکند؛ از جمله مشاغل فنی و مهندسی مانند اپراتور دستگاهها، تعمیرکاران و متخصصان برق و مکانیک، مشاغل اداری و مدیریتی مانند حسابداران، مدیران تولید و بازاریابها و مشاغل خدماتی و لجستیکی مانند رانندگان یخچالدار، انبارداران و متخصصان کنترل کیفیت.
۳) ایجاد اشتغال غیرمستقیم (اثر دوم):
با راهاندازی یک کارخانه فراوری، هزاران شغل در بخشهای جانبی ایجاد میشود؛ مثل شرکتهای حملونقل، شرکتهای بستهبندی، خدمات تعمیراتی و حتی بازاریابی و توزیع.
۴) جلوگیری از مهاجرت روستایی:
وقتی فراوری در نزدیکی مزارع انجام شود، جوانان نیازی به مهاجرت به شهرها برای پیداکردن کار ندارند و در همان منطقه خودشان، فرصتهای شغلی باارزش افزوده بالا پیدا میکنند.
در یک جمله میتوان گفت: توسعه فراوری، اشتغال را از حالت فصلی و ساده به حالت پایدار، تخصصی و زنجیرهای تبدیل میکند.

خبرافلاک: چه برنامهای برای کاهش خامفروشی و افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی وجود دارد؟
زمانی گنجی: برای پایاندادن به دوران خامفروشی و انتقال به دوران ارزشافزایی، برنامهها باید در سه سطح تولیدکننده، دولت و زیرساخت اجرا شوند که خلاصه آنها به شرح زیر است.
۱)برنامههای تولیدی (تمرکز بر محصول):
۱) توسعه واحدهای فراوری خرد و خانگی:
بهجای انتظار برای ساخت کارخانههای غولپیکر، باید از تولیدکنندگان کوچک حمایت کرد تا محصولات را بهصورت نیمه فراوری شده مانند پوستکنده یا خشکشده عرضه کنند.
۲) استانداردسازی:
باید تولیدکنندگان آموزش ببینند تا به استانداردهای کیفی برسند و محصول آنها بهجای ضایعات کشاورزی، بهعنوان کالای صنعتی شناخته شود.
۳) تولید محصولات با ماندگاری بالا:
تمرکز بر تبدیل محصولات فسادپذیر به محصولات با ماندگاری بالا مثل پودر کردن، خشککردن یا کنسرو کردن، برای خروج از چالش فروش سریع و ارزان ضروری است.
۲) برنامههای ساختاری و تجمیعی (تمرکز بر قدرت چانهزنی):
) ایجاد تعاونیهای فراوری:
تجمع کشاورزان در قالب تعاونیها تا بتوانند بهصورت دستهجمعی دستگاههای فراوری مشترک بخرند و محصول را بهصورت انبوه به بازار بفروشند و از فروش انفرادی و ارزان جلوگیری کنند.
۲) توسعه زنجیره سرد:
احداث شبکهای از سردخانهها و انبارها تا کشاورز مجبور نباشد محصول را بلافاصله پس از برداشت باقیمت پائین بفروشد و فرصت صبر و فراوری برایش ایجاد شود.
۳) برنامههای حمایتی و دولتی (تمرکز بر اقتصاد):
۱) مشوقهای مالیاتی برای صنایع تبدیلی: دولت باید بهجای حمایت از تولید محصول خام، به واحدهایی که محصول را تغییر شکل میدهند یا فراوری میکنند، تخفیف مالیاتی و تسهیلات ارزان بدهد.
۲) تسهیلات سرمایهگذاری در بخش لجستیک:
حمایت از بخش خصوصی برای ساخت جادههای ارتباطی، انبارها و سیستمهای حملونقل تخصصی که هزینه انتقال کالای فراوری شده را کاهش میدهد.
۳) حمایت از برندسازی منطقهای:
دولت باید برای محصولات فراوری شده استان نام تجاری یا برند ایجاد کند تا در بازارها باارزش بالاتر فروخته شوند، مانند برگزاری نمایشگاههای استانی، ملی و بینالمللی.
باتوجهبه این شرایط، توسعه صنایع تبدیلی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای تکمیل زنجیره ارزش و تحقق توسعه پایدار روستایی در لرستان است. تحقق این مهم نیازمند عزم جدی در سه سطح سیاستگذاری، سرمایهگذاری و حمایت از تولیدکنندگان است تا ظرفیتهای خام استان به فرصتهای واقعی اشتغال و درآمد تبدیل شوند.
انتهای خبر/










