به گزارش خبرافلاک، حجتالاسلام علی لرستانی مسئول امور روحانیون نمایندگی ولیفقیه سپاه حضرت ابوالفضل (ع) لرستان نوشت: سخنگفتن از حضور مردم در بدرقه و تشییع یک رهبر الهی، سخنگفتن از یک حادثه عاطفی صرف نیست؛ سخنگفتن از یک حقیقت اجتماعی، تاریخی، اعتقادی و تمدنی است. گاهی یک اجتماع بزرگ مردمی، تنها یک تجمع نیست؛ یک «بیانیه زنده» است، یک «رأی عمومی عمیق» است، یک «اقرار جمعی» است به جایگاه یک شخصیت، به صدق یک مسیر، به حقانیت یک مکتب و به عمق یک پیوند. از همین منظر، این حضور را نباید صرفاً در سطح احساسات عمومی تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را بهمثابه تجلی پیوند امت و ولایت، تجسم سرمایه اجتماعی دین و نشانهای از عمق نفوذ معنوی رهبری در جان مردم فهم کرد.
در نگاه نخست، ممکن است تشییع یک رهبر، پدیدهای مشابه تشییع دیگر شخصیتهای بزرگ سیاسی یا اجتماعی به نظر برسد؛ اما حقیقت آن است که تشییع یک رهبر الهی در جامعهای دینی و انقلابی، معنایی فراتر از بدرقه یک فرد دارد. در چنین صحنهای، مردم در حقیقت با یک «هویت تاریخی» وداع میکنند، با دورهای از مجاهدت، هدایت، صبر، مقاومت، رنجبردن برای امت، ایستادگی در برابر دشمن و پدری معنوی برای یک ملت. تشییع رهبر در چنین جایگاهی، در واقع تشییع یک «نقش تاریخی» است، نقشی که در آن علم، تقوا، شجاعت، تدبیر، صبر، معنویت و ولایتمداری درهمتنیده شده و در طول دههها، از یک شخصیت، تکیهگاهی برای ملت ساخته است.
حضور مردم در چنین بدرقهای، پیش از آنکه نشانه دلبستگی به یک فرد باشد، نشانه وفاداری به یک حقیقت است. مردمی که در چنین صحنهای حاضر میشوند، فقط به احترام یک نام یا یک منصب نمیآیند؛ آنان در واقع به احترام سالها مجاهدت، صداقت، سادهزیستی، استقامت و هدایت میآیند. مردم به احترام رهبر و امامی میآیند که در سختترین فرازهای تاریخ معاصر، در میدان مانده، نهراسیده، امت را تنها نگذاشته و باوجود همه فشارها، امید را از دل مردم نگرفته است. بنابراین، حضور گسترده مردم در تشییع رهبر انقلاب، پیش از هر چیز، ترجمه اجتماعی اعتماد تاریخی یک ملت به رهبری دینی خویش خواهد بود.
از منظر جامعهشناختی، تشییعهای عظیم مردمی همواره حامل پیاماند. هرچه شخصیت متوفی فراتر از یک مقام اداری و نزدیکتر به «نماد هویتی» یک ملت باشد، مراسم تشییع او بیشتر به یک رفراندوم عاطفی و ارزشی شباهت پیدا میکند. در چنین موقعیتی، مردم تنها سوگوار نیستند؛ آنان شهادت میدهند که این شخصیت در متن زندگی آنان حضور داشته، در حافظه تاریخی آنان نقش بسته و در فراز و نشیبهای حیات ملی، بهعنوان ملجأ فکری، اخلاقی و سیاسی شناخته شده است. بر همین اساس، حضور مردم در بدرقه رهبر معظم انقلاب را باید نوعی «شهادت عمومی» بر صدق راه، سلامت نیت و عمق اثرگذاری او در سرنوشت این ملت دانست.
اما این حضور، فقط بازتاب رابطه مردم با شخص رهبر نیست، بلکه آینهای از نسبت مردم با اصل ولایت نیز هست. در جامعهای که ولایتفقیه نه صرفاً یک ساختار حقوقی، بلکه یک پیوند ایمانی، تاریخی و انقلابی است، بدرقه یک رهبر، بهگونهای بدرقه یک دوره از تجلی ولایت در صحنه اجتماعی نیز هست. مردم در چنین صحنهای فقط یک فرد را تشییع نمیکنند، بلکه با اشک و حضور خود، وفاداری خویش را به اصل مسیر اعلام میدارند. به تعبیر دیگر، حضور در تشییع رهبر انقلاب، در عمیقترین لایه خود، میتواند نوعی تجدید عهد با آرمانهایی باشد که او نمایندگی میکرد: اسلام ناب، عزت ملی، استقلال، مقاومت در برابر سلطه، دفاع از مظلوم، حفظ هویت دینی و امید به آینده امت اسلامی.
نکته مهم دیگر آن است که چنین حضوری، حاصل تبلیغ و تشریفات نیست، بلکه محصول «سرمایه عاطفی و معنوی» است که در طول سالیان در جان مردم انباشته شده است. رهبرانی که فقط در سطح ساختار رسمی باقی میمانند، ممکن است در زمان حیات، اقتدار اداری داشته باشند، اما لزوماً در عمق جان مردم جا باز نمیکنند. آنچه یک تشییع را به صحنهای ماندگار و تاریخی تبدیل میکند، نه قدرت رسمی، بلکه قدرت معنوی است؛ نه الزام اداری، بلکه محبت قلبی است؛ نه هیاهوی رسانهای، بلکه حس دینداری، حقشناسی و وفاداری مردم است. حضور مردم با آن عظمت و شور و اشک، در تشییع رهبر انقلاب، معنایش آن است که این رهبری، فقط بر ساختار حکومت تکیه نداشته، بلکه در عمق وجدان دینی و تاریخی جامعه نفوذ کرده بوده است.
ازسویدیگر، تشییع باشکوه شهید امام خامنهای رحمهاللهعلیه حامل پیام برای آینده نیز است. چنین صحنهای فقط روایت گذشته نیست، سرمایهای برای فرداست. نسل جوانی که در این مراسم حضور پیدا میکند، درمییابد که رابطه مردم با رهبران الهی، رابطهای صرفاً سیاسی نیست، رابطهای اخلاقی، عاطفی، اعتقادی و تاریخی است. این صحنه به نسلها میآموزد که رهبری در منطق دینی، صرفاً اداره گری نیست؛ پدری برای امت است، مرجع امید در بحرانهاست، صدای ثبات در تلاطمهاست و تکیهگاه معنوی مردمی است که میخواهند در میانه طوفانهای عالم، راه خود را گم نکنند.
همچنین نباید از بعد بینالمللی چنین حضوری غافل شد. در جهان امروز که رسانهها همواره در پی ساختن تصویرهای مصنوعی از ملتها و رهبراناند، حضور عظیم و خودجوش مردمی در تشییع رهبر معظم انقلاب، خود بهتنهایی یک پیام جهانی است. این صحنه میتواند به دوستان انقلاب، عمق پیوند مردم و رهبری را نشان دهد و به دشمنان بفهماند که همه فشارها، تحریمها، جنگ روایتها و عملیات روانی، نتوانسته است رابطه میان ملت و رهبری را از میان ببرد. در واقع، چنین حضوری یکزبان گویاست، زبانی که بدون نیاز به سخنرانی، از اعتماد مردم، از ریشهدار بودن انقلاب و از زندهبودن روح مقاومت خبر میدهد.
اشک مردم در چنین صحنهای، فقط اشک فراق نیست، اشک قدردانی، اشک دلتنگی، اشک حقشناسی و اشک احساس مسئولیت نسبت به میراثی است که باید حفظ شود. از همین رو، این تشییع فقط یک مراسم پایان نخواهد بود، آغازی برای مسئولیت بزرگتر نسلها در پاسداری از راه، فکر، آرمان و میراث آن رهبر عزیز خواهد بود.
اگر بخواهیم حضور مردم در تشییع رهبر معظم انقلاب را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوئیم: این حضور، بیش از آنکه بدرقه یک شخص باشد، اعلام وفاداری یک ملت به یک حقیقت است، حقیقتی که در قامت رهبری دینی، سالها راهنمای جامعه بوده است. این حضور، تجلی عشق مردم به معنویت، مجاهدت، صداقت، استقامت و ولایت است. این حضور، بیعت دوباره با راهی است که از امام امت آغاز شد و در پرتو رهبری حکیمانه ادامه یافت. این حضور، شهادت یک ملت است بر اینکه میان امت و ولی الهی، رابطهای فراتر از سیاست وجود دارد، رابطهای از جنس ایمان، اعتماد، محبت، تکلیف و هویت است.
بیتردید، تشییع باشکوه امامِ قائدِ شهید، بهعنوان یکی از صحنههای ماندگار تاریخ معاصر در حافظه ملت ایران ثبت خواهد شد؛ روزی که میلیونها دل در سوگ او سوخت، اما همزمان ارادهای تازه برای پاسداری از راه و آرمانهایی که به آنها باورداشت، در دلهای مردم استوارتر شد.
انتهای خبر/










