به گزارش خبر افلاک ، فریبرز حاتمی تحلیلگر سیاسی و اجتماعی در یادداشتی برای فارس نوشت؛ یکی از موضوعاتی که در حوادث اخیر، کشور با آن مواجه شده بود و پیامدهای ناشی از آن التهاباتی را کم و بیش در لایه های سطحی جامعه ایجاد نمود، موضع گیری تند تعداد محدودی از اهالی فرهنگ و هنر که آنها را در اصطلاح سلبریتی نام نهادهاند بود. در این میان عدهای از عامه مردم به اعتبار شخصیت هنری ایشان تا حدودی متاثر از موضعگیری آنها شدند.
در ابتدا لازم است تعریفی جامع و مانع از هنرمند واقعی ارائه گردد تا وجوه تمایز آن از غیر آن مشخص گردد. و اشتباها دایره مذکور گستردهتر آز آن چیزی که در فضای واقعی وجود دارد ترسیم نشود. هنرمند واقعی شخصی است برخوردار از قریحه هنری دردمند نسبت به مسائل آحاد مردم که با رعایت چارچوبها و موازین ارزشی جامعه در قالبهای مختلف هنری به خلق آثار فاخر می پردازد.
ورود بدون تسلط و آگاهی عدهای هنرمند نما بعنوان کنشگر سیاسی با اظهار نظرهای کم عمق بر اساس دادههای آماری غلط رسانههای غربی به دامن زدن بر نا آرامی ها پرداختند و با این حرکت خود در واقع سفارشات تولید برنامه رسانه ای غربی را تهیه نمودند. به امید رسیدن به آرزوهای در سر پرورانده خود و خانودهشان در اخذ پناهندگی از کشورهایی که در عناد مستقیم با جمهوری اسلامی ایران هستند موجبات فریب خوردن و ناکامی تعدادی دیگر از مخاطبان خود را فراهم کردند.
غافل از اینکه از سلبریتیها معمولا در اینگونه مراحل در ایجاد موجهای هیجانی در اغتشاشات استفاده میشود. یکی از بدیهیات انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی تاکنون که همواره در ذات آن وجود داشته و رشد نموده دگرگونیهای فراوانی ایجاد نموده است رخدادهائی بوده که هر از چند گاهی سب ریزش و رویش و تناوری انقلاب شده و غربالگری گستردهای را در سطوح مختلف ایجاد نموده است.
روزگاری در فضای ابهام آمیز گسترده عناصر نظام و انقلاب در انتظار تاییدات خواص جامعه بودند که عدهای از بیان حقیقت امتنا ورزیدند و خواص خاموش لقب گرفتند.
امروز هم شاید شنیدن حقیقت از زبان اهالی فرهنگ و هنر شنیدنی باشد، البته قوام و دوام نظام و انقلاب ارتباطی به تایید و تکذیب شخص یا گروهی خاص ندارد. جز اینکه اسباب ارتقا شخصیت و مقبولیت اجتماعی آن عده را فراهم میکند. و سهم آنان را در دانایی و فرهیختگی جامعه معین میکند. شاید بهتر آن باشد که بگوییم کسانی قدردانی تنعم بر خان نعمت این ملت بر اوج عزت را ندانند.
ریزه خواری سفره دشمن در حضیض ذلت حقشان است، مشکل اصلی و اساسی این عده را نمیتوان در فقر عقیده دانست چرا که سالهای متمادی را با این باورها اعتقادات سپری کردهاند مشکل آنها را باید در نداشتن ایده و از بین رفتن جذبه و به تعبیر اهل فن از دست دادن آنتن رسانه جمعی جستجو نمود.
یکی از وجوهات مشترک این پناهندگان را میتوان در تقلید از مدلهای برنامه سازی شبکههای غربی با حداکثر شباهت و ارائه برنامههای کپی برداری شده بدون روح و نامتناسب با فرهنگ اصیل است. که مدل آن را در کارنامه کاری اکثر آنها می توان مشاهده نمود.
در همه جای دنیا بر افعال و اعمال سلبریتیها مدیریت و پایش بعمل میآید. و اجازه ورود به عرصههای سیاسی وحتی اجتماعی به آنها داده نمی شود و اجازه ندارند حتی در پویشهای مختلف مشارکت نمایند. اگر چنانچه ندرتا چنین اتفاقی حادث شود جریمه و حتی محدودیتهای فراوان برای آنها اعمال می شود.
نکته تاسف بار تر آن است که اشخاصی که در خصوص بعضی اتفاقات اظهار نظر نمودند بعد از روشن شدن ابعاد مسئله ذرهای احساس مسولیت اجتماعی نکرده و از مردم عذر خواهی نکردند رفتار دوگانه آنها هم قابل تامل و شک برانگیز بود گاهی برخی حوادث را با وجود چارچوب روشن و مشخص توجه آنها را جلب نمیکرد و علاقهای به آن نشان داده نمیشد. ولی گاهی بعضی اتفاقات معمولی با وجود ابهام در چارچوب و روشن نبودن ابعاد از طریق این افراد با ولع خاص دنبال میشد.
وجود این دوگانگی و تعارض را در اغلب موضع گیریهایشان میتوان یافت. اما نکتهای که جای آن دارد که قوه قاهره و نظام قضای کشور خلع مربوط به آن را عندالزوم تامین نماید برخورد با کسانی است که در عرصه فضای مجازی به تشویش و تحریک افکار عمومی پرداختند و آسیبهای جدی را به جامعه وارد نمودند.
امنیت از آن دسته مسائلی است که دارای ابعاد عینی و ملموس و ابعاد ذهنی و روانی غیر ملموس است. کسانی که به ابعاد روانی امنیت جامعه خسارت وارد نمودند میبایست جرم انگاری شود و مدعی العموم به طرفیت مردم علیه آنها در هر کجا که هستند اقامه دعوا نماید. و مجازات سنگین برایشان در نظر گرفته شود.
انتهای پیام/










