به گزارش خبرافلاک، حجتالاسلام محمد ولیپور، معاون تبلیغ و امور فرهنگی حوزه علمیه لرستان نوشت: مفهوم «فتنه» در قرآن کریم از پرکاربردترین واژگان راهبردی در تحلیل تحولات اجتماعی است؛ واژهای که شبکه معنایی سیالی دارد و در بافتهای گوناگون، ابعاد معرفتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و تمدنی مییابد.
«فتنه» نه صرفاً یک بحران، بلکه فرآیند تمحیص و بازشناسی است که جامعه دینی از خلال آن، امکان بازیابی هویت، پالایش معرفتی و ارتقای ساختارهای تمدنی خود را مییابد.
مفهوم «فتنه» در ادبیات دینی، نه واژهای عاطفی یا خطابی، بلکه اصطلاحی راهبردی است که لایههای معنایی ژرفی را در خود جای داده است.
«فتنه» از ریشه «فتن» در لغت به معنای گداختن فلز برای جداسازی سره از ناسره است؛ معنایی که بهصورت استعاری به عرصههای فکری، اجتماعی و تاریخی منتقل شده است و همواره بر نوعی آشکارسازی، سنجش و تمایز دلالت دارد.
«فتنه» در نگاه قرآنی مفهومی است که از «امتحان طبیعی» تا «آشوب سازمانیافته اجتماعی» را شامل می شود. این گستره معنایی نشان میدهد که فتنه، صرفاً رخداد نیست؛ فرآیند پیچیدهای است که ساحتهای فردی و جمعی را درگیر میکند.
فتنه در جنگ تحمیلی سوم، به شکلی چندلایه و سیستمی به نمایش درآمده است. در این جنگ، دشمن نه تنها با سلاح، بلکه با فتنه فکری، فرهنگی و روانی عمل میکند.
از سوی دیگر، حضور مستمر مردم در خیابانها را با تمسک به آیه ﴿اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ﴾ میتوان به عنوان پایه پیروزی توصیف کرد (به عنوان نیروی محرکه اصلی مقاومت).
این صبر فردی، صبر جمعی، حضور دائمی در میدان و تقوای الهی، نه تنها از نظر روحی بلکه از نظر استراتژیک و سیاسی، پایه توانمندی جامعه است.
وقتی مردم به جای تماشاگری، انفِرُوا خِفَافًا وَ ثِقَالًا میشوند، جبهه داخلی مستحکم میشود و دشمن نمیتواند با فشار بر جامعه، میدان را تضعیف کند. این حضور، معجزه واقعی است و به تعبیر اماممان، همان بعثت مردم است که هیچ ابزار قدرتی به اندازه آن قدرتافزا نیست.
در این مسیر، رهبری امام و قائدشهیدمان رضوان الله تعالی علیه به عنوان نمونه بینظیر مدیریت کلان و رهبری استراتژیک، نشان داد که مقابله با فتنه، نه از طریق تسلیم، بلکه از طریق تثبیت اراده، تقویت هویت و تحمیل اراده است.
این مقاومت، نتیجه تدابیری بود که در طول سالها شکل گرفت و در جنگ رمضان به پیروزی راهبردی تبدیل شد. آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه تنها به اهداف خود نرسیدند بلکه شکست راهبردی خورده و مجبور به پذیرش چارچوبهای ایران شدند (نشانهای از بازتعریف موازنه قدرت در منطقه به نفع جریان مقاومت).
در این مرحله، وحدت ملی و انسجام جمعی نه تنها ضرورتی اخلاقی بلکه پیشنیازی استراتژیک برای تثبیت پیروزی است. مذاکره، نه اجبار، بلکه مکمل جنگ نظامی و نتیجه تحمیل اراده ایران است.
بنابراین هرگونه تضعیف روحیه مردم، تردید در تصمیمات نظام یا خوشبینی مطلق در پذیرش شرایط دشمن، خود به عنوان یک فتنه جدید محسوب میشود.
بنابراین حفظ آمادگی نیروهای مسلح، حمایت از تیم مذاکره کننده و حضور مستمر مردم در خیابان، همانند عرصه نظامی پیشنیازی برای پایداری پیروزی است. پیروزی نه در یک لحظه بلکه در استمرار حضور، وحدت و ایمان است.










