مصطفی آشنا گفت: با همه تیپ و لشکری که برای نجات خرمشهر رفتند،بواقع می‌توان گفت که خرمشهر را تنها خدا آزاد کرد.

مصطفی آشنا از رزمندگان جنگ دفاع مقدس در خصوص سالروز آزادسازی خرمشهر در گفت‌وگو با خبرنگار خبر افلاک با تاکید بر اینکه خرمشهر را خدا آزاد کرد،اظهار داشت: فتح خرمشهر سختی های خاص خود را داشت، از تیپ‌های استان های لرستان ،مرکزی و…. برای فتح خرمشهر اعزام شده بودند؛ محورهای اول و دوم فتح خرمشهر در دارخوین بود

وی گفت: عملیات فتح خرمشهر با رمز یا علی آغاز و در آن جوانان انقلابی خط های دشمن را شکستند و به جلو پیش رفتند و بچه های لرستان برای فتح خرمشهر از جان مایه گذاشتند .؛ در آن زمان بچه های لرستان در دارخوین سنگرشان فقط چادر بود و هیچ سنگری نداشتند، بچه های ما در همان شب و مرحله‌ی اول تلفات بسیار زیادی را شاهد بودند و حتی بنده نیز زمانی که میخواستم شهید صادق معصومی را از روی خاکریز بیاورم،زمانی که شهید معصومی را در آغوش داشتم بنده را با آرپی چی زدند ، در همان لحظه گوشت و خون ما با هم یکی شد و بنده نیز مجروح شدم.
وی بیان کرد: جنگ، جنگ تن به تن بود بگونه‌ای که در همان عملیات شهید معصومی در آغوش من شهید و دست بنده نیز قطع شد و هیچ آثاری از دست من نماند؛ در آن مدت شهید و زخمی های بسیار زیادی داشتیم که آقای هاشمی با ماشینی پر از مجروح و شهید به عقب برگشتند و چفیه‌ای را برای بستن و بند آوردن خونریزی دست من بستند ولی فایده ای نداشت و خون بند نمی‌آمد.
وی بیان کرد: زمانیکه به بیمارستان صحرایی منتقل شدیم در آن بیمارستان بیهوش شدم، زمانیکه به هوش آمدم متوجه شدم که بنده را از فرودگاه اهواز به سمت تهران اعزام می‌کنند ؛ در آن لحظه بر اثر شدت خونریزی عطش بسیار زیادی داشتم و به پرستار برای جرعه‌ای آب التماس میکردم ولی متاسفانه ایشان با گریه میگفتند که نوشیدن آب مضر است.
وی تصریح کرد: ما سابقه فعالیت بسیار زیادی را در خرمشهر داشتیم، در زمان ناآرامی‌های خرمشهر و در زمان خلق عرب به خرمشهر اعزام شدیم و آرامی ها را خاموش کردیم، بعد از آن نارامی ها در مدت ۴۵ روز مقاومت نیز نیز در آن خرمشهر بودیم تا زمانی که خرمشهر به دست عراقی ها افتاد، سپس ما پشت خط و سنگر و در بحبوحه انجام عملیات‌هایی برای انجام عملیاتهایی برای آزادسازی خرمشهر بودیم و آن را برنامه ریزی کردیم.
وی عنوان کرد: سختی و مشقت های فتح خرمشهر بسیار زیاد بود اما زمانی که در بیمارستان نورافشان تهران بودم و میخواستم به اتاق عمل بروم، تلویزیون روشن بود و در همان لحظه اخبار اعلام کرد که خرمشهر در عملیات بیت المقدس آزاد شد و تلویزیون اعلام می‌کرد که خرمشهر را خدا آزاد کرد؛ در آن لحظه با تمام وجودی که احساس درد می‌کردم،یک لحظه تمام دردم خاموش شد و بلافاصله شکر خداوند را به جای آوردم که ما توانستیم این کار را انجام دهیم.
وی بیان کرد: در مرحله‌ی دوم عملیات آزادسازی خرمشهر ،جاده اهواز -خرمشهر در دست عراقی‌ها بود و عرض جاده پر از دیوارهای چهارلو و سنگر های بتنی بود ،چند روز قبل از عملیات باید یک خاکریزی را میورد هدف قرار می‌دادیم که از طریق آن به نزدیکی جاده برسیم تا از آن عبور کنیم، جهاد و مهندسی که در آن نقطه کار میکردند و بولدرزر هارا می‌زدند ، مارا با دو قبضه تفنگ ۱۰۶ مامور کردند که عراقی ها را بزنیم، ناگهان در آن لحظه باد شدیدی شروع به وزیدن کرد و ما پشت خاکریز عراقی‌ها درآمدیم، و شهید علی راست پیرحیاتی پشت فرمان بود و طبق شگردی که داشتیم آنها را به هم ریخته و در نتیجه یک نفربر امد ما را دور بزنند ولی وقتی نفربر ما را دید فکر کرد که ما او را محاصره کرده ایم و در نتیجه نفر پیاده و فرار کردند،بلافاصله پشت نفربر روشن نشستیم و نفر بر را تا پشت خاکریز نیروهای خودی آوردیم و به این ترتیب یک نفر بر را به غنیمت گرفتیم.
وی در آخر گفت: با همه تیپ و لشکری که برای نجات خرمشهر رفتند،بواقع می‌توان گفت که خرمشهر را تنها خدا آزاد کرد.

انتهای پیام//