یادواره شهدای حاج عمران با حضور سردار حاج مرتضی کشکولی فرمانده سپاه استان،سرهنگ محمد برامکی فرمانده سپاه ناحیه ، جمعی از ایثارگران دفاع مقدس و جمعی از خانواده معزز شهدا در گلزار شهدای خرم‌آباد برگزار شد.

سردار حاج مرتضی کشکولی فرمانده سپاه استان در یادواره شهدای حاج عمران که در گلزار شهدای خرم‌آباد باحضور خانواده های معزز شهدا برگزار شد، از خاطرات و عملیات خود در جنگ ۸ساله دفاع مقدس گفت و اظهار داشت:در اواخر سال ۶۴ فشار جنگ بسیار سخت بود این فشار به قدری بود که در اذهان عمومی و مسئولین جا افتاده بود که جنگ به بن بست خورده است، لذا سپاه مستقلاً دست به عمل زد و عملیات متحیّر العقول والفجر ۸ را که عبور از اروند رود بود را انجام دادیم، این عملیات بسیار سخت و طاقت فرسا بود.
در آن زمان فشار جنگ بسیار زیاد بود و گفتند که شما به شمالی ترین منطقه جنگی که در مریوان بود بروید و جبهه ای را باز کنید تا فشار جنگ را در فاو کم کنید.
در همان ایام شهید عزیزمان شکارچی، فرمانده محبوب و مردمی و خوش اخلاق پلدختری به دلیل مشکلات خانوادگی درخواست مدتی مرخصی کرده بود، با مرخصی او موافقت کردیم و به نظر می آمد که او به مدت ۶ ماه به مرخصی برود لذا جایگزین لازم را نیز برای ایشان انتخاب کردیم.
در فروردین سال ۶۵ به شاخ شمیران حمله شد و تعدادی از بچه های ما به شهادت رسیدند و بخشی از خاک عراق را که در دست ما بود، به دشمن رسیدند و از ما پس گرفته شد, در این زمان فرمانده لشکر آقای نوری دستور توسعه سازمانی دادند که سازمان را توسعه و گردان را زیاد کنیم در نتیجه باید یک گردان بسیجی جدید راه‌اندازی کنیم؛ در آن زمان چون تعدادمان کم بود از مصطفی مشکاتی که یک معلم بسیجی و ورزشکار الیگودرزی بود، خواستیم که در کنار فرمانده باشد، ایشان در ابتدا قبول نکردند اما با صحبت هایی که کردیم ایشان مجاب شدند و گردان را راه اندازی کردیم .


در آن روز به بچه ها گفتیم که اسم گردان را چه بگذاریم؟ اسم های زیادی مطرح شده از‌جمله چمران، بهشتی و…..نهایتاً ایشان گفتند برای اینکه شهدا ناراحت نشوند اسم گردان را گردان شهدا میگذاریم و آن را مختص به یک شهید یا یک نام خاص نگذاریم،با پیشنهاد ایشان موافقت شد و گردان را برای عملیات حاج عمران آماده کردیم.
یک روز در همین پادگان نشسته بودیم که مرحوم شکارچی که به مدت ۶ ماه مرخصی رفته بودند، آمد و گفتند که می خواهم به مناطق عملیاتی برگردم چون در عملیات والفجر ۹و عملیات پاتک به شاخ شمیران بسیاری از دوستان من شهید شده اند و به همین دلیل میخواهم به عملیات ها برگردم.
ایشان شروع به گریه کرد و با گریه و خواهش گفت که می خواهم برگردم و نمی‌خواهم به مرخصی بروم، از آنجایی که چند سالی بود که در جنگ بود و در زندگیشان مشکلاتی داشتند از او خواستیم که به خانه بازگردد ولی ایشان قبول نکردند.
ما در گردان خود جا نداشتیم که به او بدهیم،به همین دلیل از او خواستیم که با گردان ازنایی ها برود و ایشان پذیرفتند که فرمانده گردان مالک اشتر شوند.
ما ابتدا قرار بود که به شاخ شمیران رویم و مناطق از دست داده را پس بگیریم ولی در این مدت اتفاقاتی افتاد و صدام در پی عملیاتهای دفاع متحرکش و برای اینکه اراده خود را در جنگ حاکم کند به منطقه حاج عمران حمله کرد و ما که ۶ گردان خود را برای بازپس‌گیری شاخ شمیران برده بودیم همه را ناچار به سمت حاج عمران بردیم.
در آن زمان عراق با توان نظامی بسیار زیادی آمده بود و حاج عمران را گرفته بود اما ما به مناطق رفتیم و سه شب عملیات را طراحی کردیم؛ در شب اول برای عملیات نرسیدیم و از ما خواستند که یک گردان را به تیپ ویژه شهدا ملحق کنیم تا آنها همان شب عملیات را انجام دهد و ما نیز یک شب فرصت داشته باشیم تا عملیات جدیدی را سازماندهی کنیم و شب های بعد خودمان برویم.
در آن شب شهید کاوه با تمام وجود عملیات را انجام داد اما میزان آتش و درگیری در آن شب بقدری زیاد بود که به اندازه ۳ متر تمام منطقه عملیاتی به دلیل آتش و رگبار سیاه شده بود.
و جایی نبود که از گلوله مصون مانده باشد.
شهید کاوه با دو گردانی که نتوانسته بود منطقه را بازپس گیرد بازگشت و نزدیک سحر گردان شکارچی را راه انداخت تا دو گردان الحاق را انجام دهند،ما با آنها مخالفت کردیم و گفتیم که در حال حاضر هوا روشن و روز است و ما تمام عملیات های مان را شب انجام دادیم در حال حاضر هوا رو به روشنی می‌رود و نمیتوانیم به خوبی بجنگیم؛ در این مدت ما هرچه خواهش کردیم اما موثر واقع نشد و گفتند که گردان باید حرکت کند.
از نقطه رهایی تا رسیدن به خط مقدم تقریباً ۱۶ نفر از برادران ازنایی به دلیل خمپاره شهید شدند ،درحالیکه هنوز به خط مقدم نرسیده بودیم آنقدر شهید داشتیم و حتی شهید عزیزمان،شهید شکارچی نیز در آنجا و در آن عملیات به درجه رفیع شهادت رسیدند و جنازه ایشان نیز تا ده ها سال باقی ماند، درواقع ایشان از خانه بازگشته بود تا شهید شود.

سردار کشکولی گفت: باید شهدا را شناخت تا بدانیم شهدا چقدر انسان های عجیب و غریبی بودند؛ مرحوم علی راست پیرحیاتی سرگروه اطلاعات و عملیات ما بود یک روز پس از پایان یک جلسه ایشان به من گفتند که حاج کشکولی من میدانم که شما شهید نمی شوی ولی امشب بنده حتماً شهید میشوم، پس بیا با هم یک عکس دونفره داشته باشیم.همان شب ایشان شهید شدند و جنازه مطهر ایشان نیز در همان منطقه باقی ماند.
مرحوم علی راست پیرحیاتی قبل از شهادتشان یک بار برای مرخصی به خانه رفتند و صبح آن روز که برگشتند کلتشان را جا گذاشتند، ایشان به یکی از عزیزانی که در این جلسه قرار دارند گفته بودند که من کلت را در خانه جا گذاشتم و میترسم که کودک چند ساله ام چون کودک است به کسی صدمه بزند پس یک تماس با خانه ما بگیر تا این کلت را جابجا کنند ، ایشان دیر متوجه می شوند تا خبر را به خانه بدهند بنابراین همان اتفاق رخ داد و فرزند آن شهید زمانی که از خواب برمی خیزد با کلت بازی می کند و بر اثر شلیک گلوله از دنیا میرود.
شهید پیر حیاتی به سقز رسیده بود و بنده با حاج نوری تماس گرفتم و گفتم که اتفاقی برای خانواده شهید پیرحیاتی افتاده است و به او بگویید تا باز گردد، حاج نوری نیز به بهانه‌ای او را به خرم آباد باز می گرداند؛ زمانیکه متوجه می شود چه اتفاقی افتاده بقدری از اینکه او را بازگردانده بودیم ،ناراحت و به او بر خورده بود که به ما گفت که برای این به من زنگ زده اید تا باز گردم؟ من در آن مناطق درگیر جنگ هستم خودتان باید فرزندم را دفن می کردید.

وی گفت: مقام معظم رهبری یک جمله دارد و آن اینکه،شبهای عملیات کربلای ۵ شبهای قدر انقلاب اسلامی است و شب قدر شبی است که سرنوشت تمام سال ما مقدر می شود؛ ظاهراً درکربلای ۵ بود که خداوند مقرر کرد تا انقلاب اسلامی باشد و بمانند و این از برکات شهدا بود.
وی بیان کرد: ما در سال۶۵، ۴۱ هزار شهید دادیم و تنها ۱۲ هزار شهید متعلق به شهدای کربلای ۴ و کربلای ۵ بود؛این مملکت با خون شهدا مانده و تثبیت شده است و اگر ما فکر کنیم که ما بر اثبات این مملکت ما موثر ایم ،اشتباه است چون اگر ما خیلی هنر داشته باشیم دستمان از دامان شهدا و امام شهدا و ولایت کوتاه نشود؛ ما برای نام، نان، پنیر دلار، گرانی ،ماست، مرغ، قیام نکردیم و حتی در وصیت نامه شهدا حرفی از مادیات نیست بلکه شهدا رفتند تا انقلاب بماند تا بشریت آزاد شود ،نه فقط ملت ایران، مسلمان، یهودی یا مسیحی و….. بلکه تمام بشریت و انسانیت باقی بماند.
وی تصریح کرد: ما باید گرانی ها را رفع،با سوء مدیریت برخورد و مقابله کنیم و حتماً باید مدیر لایق مردمی، انقلابی، روی کار بیاید و در طول تمام شبانه روز تلاش کند و دست مردم را ببوسد ولی این گونه نباشد تا هر مشکلی پیش آمد بگوییم این از آثار انقلاب اسلامی است بلکه باید بدانیم در حال حاضر انقلاب اسلامی جهان را تغییر میدهد.
وی خاطرنشان کرد: ما یادواره ۲۰۶ زن شهید عشایر را داریم که ۳۴ شهید آن از شهدای زن عشایر استان لرستان می‌باشد و مصادف با گرامیداشت عملیات بیت المقدس که در طی آن خرمشهر آزاد شد.
در عملیات آزادسازی خرمشهر برادران ما سهم زیادی در آن داشتند؛خرمشهر در شکل و معنا مهم است بشکلی که مقام معظم رهبری در مسائل فرهنگی و سیاسی فرمودند که خرمشهرها در پیش داریم و آماده باشید .
وی ادامه داد: امیدوارم این مراسمات در پیش باشد تا بتوانیم از فرمایشات یادگاران دفاع مقدس از جمله عزیزانی چون سردار نوری که می توان گفت شهید زنده اند، استفاده کنیم.


به ضرس قاطع عرض می‌کنم که جوانان امروز ما به مراتب از جوانان دوره جنگ باسوادتر،هوشمندتر،متدین انقلابی تر و جهادی‌ترند لاکن زمینه آن مهیا نیست ولی اگر زمینه آن فراهم باشد قطعاً دختران و پسران این دوره به مراتب از جوانان دوره ما پا به میدان تر بسیجی تر و آگاه ترند؛ ویژگی که در آن زمان وجود داشت این بود که ما در آن دوره پیروزی ها و نصرت ها را ندیده بودیم و تنها تیری را در تاریکی می انداختیم و نمی‌دانستیم که جمهوری اسلامی می ماند یا نمی ماند اما جوانان امروز چهل سال است که پیروزی ها و نصرت های الهی را دیدند و اعتمادشان به خداوند کامل است و اطمینان دارم از باب اینکه هرکسی که خداوند را کمک کند، خداوند اجازه نمی دهد که شکست بخورد.


درحال حاضر نیز ما مشحور نصرت های الهی هستیم و از هر در و هرجایی لطف خداوند و فرصت الهی شامل حال این نظام می باشد و همه آن را مرهون خون شهدا و خانواده شهدا و مردمی که هوادار خانواده شهدا می باشند،است و انشالله که شما هم با شهدا محشور شوید.

انتهای پیام//