جامعه به واسطه بی عدالتی و رعایت نشدن حقوق افراد در جامعه، گرچه به ظاهر تحرکی دارد، ولی از روح زندگی (حیات طیبه) محروم است. امّا در پناه اجرای عدالت، افزون بر آثار مادی و رشد اقتصادی، زندگی معنا می یابد و مردم به صلاح و رستگاری می رسند.

به گزارش خبرافلاک عدالت در معارف بشری خصوصا دین مبین اسلام ، کاربرد بسیار وسیعی دارد. با توجه به معانی و کاربردهای مختلف آن در حوزه های زندگی مردم، می توان آن را از چند زاویه مورد بررسی قرار داد.

یکی از حوزه های مورد بررسی «عدالت در حوزه علوم اجتماعی، و وضع قوانین و روابط اجتماعی انسان» است.

اقامه عدل و داد

امام علی علیه السلام علت پذیرش حکومت را جلوگیری از ستم ستمگران معرفی می کند و می فرماید: «سوگند به خدایی که دانه را شکافت! اگر خدا از دانشمندان تعهد نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی ستم دیدگان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر گردنش انداخته و رهایش می ساختم

بنابراین پذیرش حکومت و مسولیت ، ارزش ذاتی ندارد، بلکه ابزاری برای تحقق عدالت می باشد.

۲_ توجه یکسان به مردم ودر یک سازمان به زیر مجموعه

این حالت حاکمان و مسولین ، یکی از مصداق های عدالت است؛ برای اینکه اگر قشری از جامعه و یا تعدادی از زیر مجموعه مورد توجه قرار گیرد، دو حالت نامطلوب اجتماعی و سازمانی به وجود می آید که به تداوم حکومت و مسولیت و پایداری زندگی اجتماعی آسیب می رساند؛ این دو حالت، عبارتند از:

الف) سوء استفاده قشر مورد توجه از موقعیت ؛

ب) فراموش شدن بقیه اقشار و ناامیدی آنها از اجرای عدالت به وسیله حاکمان و مسولین .

امام علی علیه السلام به محمد بن ابی بکر توصیه می کند:

در نگاهت، به طور مساوی رفتار کن تا بزرگان در ستم کاری تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو نسبت به خودشان، مأیوس نشوند.
طرف به عنوان مدیر و مسول نظام اسلامی دو ساعت سخنرانی در مورد سیره امام علی ع دار د در حالی که در عمل بر خلاف عدالت وسیره وسنت امام مهربانیها عمل می کند هنر مسول میبینم گروه گرایی که مصداق بی عدالتی وشایسته سالاری است موج می زند کارگزارانش باید هفته ها بلکه ماه در انتظار بماند شاید روی مبارک همان مسول را ببیند شاید بتواند مشکلات حوزه کاریش به سمع ناشنوایش برساند نوع برخوردش که مملو از تحقیر است بماند آنوقت همین آقا در سخنرانیهایش از عدالت ونوع ملاطفت و تواضع علی می گوید که گوش فلک را کر نموده است این مباحث و درد ها را از فلان کشور غیر اسلامی نمیگوییم این شمه ای رفتاری واخلاقی بعضی از مسولین نظام اسلامی را بیان نمودیم که داعیه ی پیروی از منش و عدالت علی را دارن ولی دریغ از ارزنی در عمل

بازگرداندن حقوق غصب شده

وقتی که عدالت رعایت نشود، عده ای با برقراری روابط غیر صحیح، از اموال عمومی به شکل غیر قانونی بهره مند شده و آن را تصرف می نمایند. امام علی علیه السلام یکی از علل پذیرش حکومت را «بازگرداندن حقوق غصب شده» بیان می دارد و می فرماید:

«به خدا قسم! (بیت المال غارت شده را) اگر بیابم که به وسیله آن زنان به ازدواج در آمده (مهریه زنان شده) و کنیزکان خریداری شده، آن را به صاحبانش باز می گردانم. برای اینکه در عدالت، گشایش و رفاه برای عموم است.»

بازگرداندن حقوق غصب شده، دو نتیجه مهم دارد که امام علی علیه السلام برای آن به خدا قسم می خورد: «و إنَّی أُقسِمُ بِاللهِ قَسَماً صادقاً لَئِن بَلَغنی أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَی ْءِ المُسلمینَ شَیْئاً صَغیراً او کبیراً، لأشُدَّنَّ علیکَ شِدَّهً تَدْعُکَ قلیلُ الوَفْرِ، ثَقیلَ الظَّهْرِ»

و حتی وقتی که یکی از یاران و پیروان امام – عبدالله بن زمعه – از وی درخواست کمک مالی داشت، امام می فرماید: «این مال، نه مال من و نه مال توست؛ بلکه جزء انفال و فی ء است.»

برپایی عدالت و بازگرداندن حقوق غصب شده، رفاه و آسایش عمومی را به دنبال دارد و به تبع آن، امنیت روانی در جامعه بر قرار می شود. امام علی علیه السلام۱ در این مورد و در ارتباط با رفتار نامطلوب یکی از کارگزارانش که در اموال عمومی خیانت کرده بود، با عتاب و خطاب، او را بریده از حق و خائن شمرده و می فرماید:

«از خدا بترس و اموال عمومی را به آنان بازگردان که اگر چنین نکنی و خدا به من فرصت دهد و به درگاه خدا نسبت به تو عذر آورم، با شمشیر ضربه ای به تو خواهم زد که به هرکس ضربه زدم، وارد جهنم شد.»

در این سخنانِ امام علی علیه السلام نکاتی نهفته است که توجه به آن، راهگشای اداره جامعه اسلامی ما خواهد شد:

الف) کارگزاران خائن باید خیانت خود را جبران کنند.

ب) حاکم در برابر کارگزارانش مسئول است و پاسخ گوی رفتار آنان در پیشگاه مردم و خدا می باشد.

ج) برای اینکه کارگزاران مواظب رفتار خود باشند، خائن باید به نحو شدید مجازات شود.

نظارت بر فعالیت های اقتصادی

یکی از برنامه های امام علی علیه السلام این بود که هر روز به بازارهای کوفه سرکشی می کرد و به بازاریان می فرمود:

«ای گروه بازرگان! از خدا بترسید، پیشاپیش از خدا طلب خیر کنید و با آسان گرفتن بر مشتریان از خداوند برکت بخواهید… از ستم دست بکشید و با مظلومان به انصاف برخورد کنید و به ربا نزدیک نشوید و کم فروشی نکنید و حقوق مردم را کم ندهید و در زمین به فساد سر بر ندارید.»

امام با حضور در بازار، از نزدیک با نحوه فعالیت اقتصادی مردم آگاهی می یافت و فعالیت های نادرست اقتصادی را منع می کرد، حتی به مردم راه صحیح فعالیت اقتصادی و آداب و قوانین آن را، آموزش می داد.

مبارزه با فساد اقتصادی

افرادی که فعالیت اقتصادی دارند، عبارتند از: بازرگانان، صنعت گران ساکن و مسافر در شهرها، و صاحبان سرمایه. و با توجه به اینکه در بین این گروه از مردم، رنج سفر و خوف از بین رفتن سرمایه در فعالیت اقتصادی وجود دارد، لازم است که حکومت اسلامی به نظارت تنها بسنده نکند؛ بلکه گاهی هم دخالتْ لازم است. چرا که برخی از فعالان اقتصادی از امکانات خود سوء استفاده می کنند. امام در این باره می فرماید:

«بدان که در میان بازرگانان کسانی هستند که تنگ نظر و بد معامله و بخیل هستند و به دنبال احتکار به خاطر سود هستند و کالا را به هر قیمتی که بخواهند، می فروشند و این سودجویی گران فروشانه، زیانی برای همگان است و عیب بر حاکمان. پس، از احتکار جلوگیری کن.»

امام، یکی از عوامل برهم خوردن عدالت اقتصادی را «گران فروشی و احتکار» به حساب می آورد و آن دو را، خلاف عدالت می داند و به کارگزارانش توصیه می کند با آن دو مبارزه کننددردی که الآن جامعه ما به آن مبتلاست . امام علی علیه السلام عوامل برقراری «عدالت اقتصادی» را در این فراز از سخن خود یادآوری می کند که عبارتند از:

الف) حقوق و قوانین عادلانه «آسان گیری با مشتری ـ دست برداشتن از ستم و ربا».

ب) اعتقاد به معنویات «ترس از خدا ـ طلب خیر از او».

ج) وجود حکومت به عنوان ناظر و دخالت کننده «انتظار اجرای احکام و مقررات ـ بدون نظارت و دخالت دولت و حکومت، غیر ممکن است»

مبارزه با تبعیض

همه مردم در برابر قانون برابر یکسان هستند؛ تبعیض در جایی که همه دارای حقوق مساوی «حقّ حیات – حقّ معاش ـ حقّ بهره مندی از بیت المال» هستند، نارواست. امام به کارگزارانش سفارش می کند که: «إیّاکَ وَالاستِئْثارَ بِما النَّاسُ فیهِ أُسوَهٌ والتَّغابی عَمَّا تُعْنی بِه مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلعُیُونِ

امام در این بخش از نامه خود، از مالک اشتر می خواهد که از اختصاص دادن بیت المال به شخص خودش و فراموش کردن وظیفه، بر حذر باشد. و حضرت در عمل اقدام به رفع تبعیض می کند تا جایی که مورد اعتراض طلحه و زبیر قرار می گیرد و در جواب آنها می فرماید:

«اما آنچه را که شما (طلحه و زبیر) در ارتباط با پرداخت یکسان بیت المال یادآوری کردید، آن چیزی بود که من به رأی خودم، داوری نکردم و پی خواهش خویش نرفتم. من و شما دیدیم که رسول خدا چه حکمی در این مورد، داد و اجرا کرد.

امام در بخش دیگر از نامه اش به مالک اشتر، به این نکته اشاره می فرماید که عدالت بدون «مجری عادل» ممکن نیست. لذا به کارگزار خود سفارش می کند: « نزدیکان و خویشاوندانی که خوی برتری جویی و گردن فرازی دارند و در معامله انصاف را کمتر به کار می برند، ریشه ستم اینها را با بریدن اسباب آن، از بُن برآور و به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را نبخش. و مبادا در او طمع کنند با بستن پیمانی که به همسایگانشان ضرر بزنند.»

اگر این امور، مورد توجه قرار گیرد و اجرا شود، آثاری را به بار می آورد که به عنوان «آثار عدالت» لذا از سخنان امام علیه السلام می توان نتیجه گرفت که: «جامعه به واسطه بی عدالتی و رعایت نشدن حقوق افراد در جامعه، گرچه به ظاهر تحرکی دارد، ولی از روح زندگی (حیات طیبه) محروم است. امّا در پناه اجرای عدالت، افزون بر آثار مادی و رشد اقتصادی، زندگی معنا می یابد و مردم به صلاح و رستگاری می رسند.»

حجت الاسلام دکتر جواد صیادی؛نماینده ولی فقیه در سپاه ناحیه خرم آباد