دلتنگی ها ی غروب شلمچه  و اشک روضه های فاطمی هیات را 20 مهر89 عاشقانه با مادرش نجوا کرد و رفت.

به گزارش خبرافلاک همه چیز از نوکری برای مادرش زهرا (س) شروع شد؛بیقراری هایش در شلمچه و هیات و پادگان به هم گره خورده بود شلمچه را می گفت محل غربت شهداست گوش کنید صدای یازهرا (س) یا زهرا (س) شهیدان را می شنوید ؛ همین دلتنگی ها ی غروب شلمچه  و اشک روضه های فاطمی هیات را ۲۰ مهر ۸۹ با صورتی کبود وسط پادگانی مزین به نام امام علی (ع)  عاشقانه با مادرش نجوا کرد و رفت.

موسوی؛ برادر شهید سید محمد موسوی از جمله ۱۸ پاسدار شهید خرم آباد معروف به شهدای دهه کرامت در گفت و گو با خبرافلاک اظهار داشت: من و محمد دو قلوهای هشتم اردیبهشت سال ۶۵ در محله شمشیرآباد ِکوی علی آباد بودیم؛ دوران ابتدایی ،راهنمایی و اول دبیرستان در مدرسه هایی به نام های شهید هاشم پورزادی، شهدای دانش آموز و شهید آیت الله مدنی در کنار هم تحصیل کردیم.

وی با اشاره به فعالیت های فرهنگی ، مذهبی،ورزشی شهید ، در پایگاه مقاومت بسیج شهدای بدر و مسجد شهید مدنی افزود: بعد از دریافت مدرک دیپلم ریاضی فیزیک و طی کردن دوران گزینش ، سال ۸۴ در نهاد انقلابی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استخدام شد.

موسوی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی های رفتاری اش احترام به مادرمان بود بطوریکه قبل از رفتن به محل کار باید دست و پای مادر را می بوسید و بعد راهی پادگان محل خدمتش می شد.

برادر شهید موسوی با بیان این که جوانان اگرعاقبت بخیری را می خواهند در هر شرایطی به پدر و مادر خود احترام بگذارند ادامه داد: محمد هر روز صبح دعای عاقبت بخیری را از مادرمی گرفت روزشهادتش با اصرار چندباره کف پای مادر را بوسید و برای همیشه رفت،رفتنی که مادرم تاب نیاورد و دو سال بعد از شهادت ، مهمان محمد  شد.

وی با اشاره به نحوه شهادت برادرش در تاریخ ۲۰ مهر ۸۹ بر اثر انفجار در پادگان امام علی (ع) بیان کرد: بسیاری از مردم از محلات سطح شهردر مراسم تشییعش شرکت کردند ؛ خانواده هایی که ما در محله علی آباد نمیشناختیم و در فهرست  کمک های مومنانه و ماهانه محمد قرار داشتند.

سجاد سیفی؛ از جمله دوستان شهید موسوی با اشاره به این که رفاقت من و محمد از سال های دهه ۸۰ در مسجد شهید مدنی و برپایی هیات جنه الحسین خرم آباد شروع شد ، اظهار داشت: سید محمد با شنیدن روضه حضرت زهرا(س) بسیار بیقرار می شد تا جایی که در مراسمی در کاشان هنگامی که مداح روضه حضرت زهرا(س) را می خواند نتوانست تحمل کند و میکروفن را از دست روضه خوان گرفت که ادامه ندهد ؛ روز شهادتش براثر شدت انفجار و برخورد محکم به یک در فلزی صورت و بدنش کاملا کبود شده بود.

سیفی خاطرنشان کرد:در سفر چند روزه که با تعدادی از دوستان از جمله خود شهید به کاشان داشتیم همان جا شهید موسوی گفتند قرار ی بگذاریم هرکدام ما از زودتر آسمانی شد بقیه تا ۴۰ شب سرقبرش زیارت عاشورا بخوانند که بعد از همان سفر قرعه به نام خودشان افتاد و تا ۴۰  شب کنار قبرش زیارت امام حسین (ع) را خواندیم.

وی با بیان این که شهید موسوی ۲۴ ساله برایمان الگو بود ادامه داد: بعد از بازگشت از همان سفر قرار بود ظهر ۲۰ مهر برای مشاهده فیلم های عزاداری هیات در دهه آخر ماه صفر، به خانه ما بیاید که ساعت ۱۱ صبح همان روز خبر حادثه پادگان در شهر پیچید، اجازه ورود به پادگان را نمی دادند نمی دانستم کدام یک از دوستانم شهید شدند، تا زمانی که پیکر شهدا از جمله سید محمد را به غسالخانه  انتقال دادند.

سیفی گفت: دیدار با امام خامنه ای (مد ظله العالی)، زیارت حرم امام حسین(ع) و شهادت سه آرزوی سید بود که  هر سه در بازه زمانی چندماهه تا شهادتش محقق شد.

به گزارش خبرافلاک سید محمد موسوی در تاریخ ۲۰ مهر ۸۹ در سن ۲۴ سالگی به همراه ۱۷ پاسداردیگراز سپاه حضرت ابوالفضل(ع) لرستان در پی انفجاری در پادگان امام علی (ع) خرم‌آباد به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

هدیه به روح مطهر شهدا و امام شهیدان صلوات

انتهای پیام/